سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

135

زبور آل داود ( فارسى )

با حسين ميرزا شده از برادر مفارقت نمود . سلطان داود ميرزا از عتبات به بندر بصره و از آنجا به مسقط [ ] . چون وارد شدند ، امام مسقط مقدم ايشان را به عزت تلاقى نموده خواهش كرد كه در [ يهلاونددار ] « 1 » كه پاى تخت اوست باشد تا بعد چه شود . چون فرمان والد غير اين بود ، راضى نشده از راه كيج و مكران روانهء شاه جهان‌آباد « 2 » شدند . پادشاه هندوستان به رسيدن سر حد ايشان مخبر شده كسان به استقبال فرستاده وارد شاه جهان‌آباد نمودند . پادشاه اعزاز و احترام مالا كلام نموده به خطاب سلطانى نژاد خانى و منصب شش هزارى و طبل و علم معزّز گرديدند . بعد از چندى معلوم شد كه احوال پادشاه در نهايت اختلال است و او را استقلالى نيست و آمدن احمد شاه افغان ابدالى نيز مذكور است . سلطان داود ميرزا از آنجا نيز مأيوس شده روانهء ملك بنگاله گرديدند . والى بنگاله كسان به استقبال ايشان تعيين فرموده وارد مرشدآباد كه دار الملك بنگاله است شدند . نواب جعفر على خان مهابت جنگ ثانى كه صوبه‌دار آنجا بود از راه الطاف مقدم ايشان را مغتنم دانسته صبيهء پسر خود را صادقعلى خان ناصر الملك ، كه ولى عهد او بود ، به ايشان تزويج نمود و فوج‌دارى با گلپور « 3 » با چهار هزار روپيه در ماهى به ايشان مقرر شد . ليكن در زمان نجم الدوله ، به افساد بعضى مفسدين ، تخفيف يافته به هزار و پانصد روپيه در ماهى قرار گرفت . چندين سال به عزت و دولت در آن ملك به سر مىبردند تا در شب يازدهم شهر ربيع الثانى سنهء 1204 ( يكهزار و دويست و چهار ) هجرى ، در مرشدآباد بنگاله ، به مرض اسهال ، به رحمت ذو الجلال اتصال يافته . اگر صد سال مانى ور يكى روز * ببايد رفت از اين كاخ دل‌افروز يكى از شعراى مرشدآباد بنگاله اين قطعه را به جهت تاريخ گفته‌اند : چو داود شه شد به دار البقا * به تاريخ او داد هاتف ندا ملائك همه پيش او حاضرند * « چو نزد رسول خدا كرده جا » 1204

--> ( 1 ) . چنين نامى در فرهنگهاى جغرافيايى نيافتم . ( 2 ) . يعنى دهلى مقرّ سلاطين گوركانى . پادشاه هند در آن هنگام چنان كه گذشت عزيز الدين عالمگير ثانى بود . ( 3 ) . Bhagolpur